تیرداد نیوز

کد خبر: ۱۰۲۵۳
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۸ - 08 January 2020
یکی از مهترین دغدغه های بشر در این روزگار پر سرعت، رسیدن به نقطه ای بنام آرامش است، اینکه ما به امید رسیدن به آرامش زمان را سپری می کنیم خود نوعی اضطراب است.

هنر آرامش داشتن

در این روزگار پر سرعت که همه نگران جا ماندن از قطار سرنوشت هستند حضور اضطراب خیلی هم عجیب نیست و از مقوله های لاینفک جامعه امروز محسوب می شود اما بی شک دشمن شماره یک از بین بردن زندگی کوتاه ما بر روی زمین اضطراب و مشتقات آن است . نکته جالب توجه این است که انسانهای جامعه امروز ما ماهیت زندگی کردن و زنده بودنشان با اضطراب و استرس همراه است ، طوری که حتی اگر همه چیز هم خوب و مرتب و مهیا باشد باز هم بطور ناخود آگاه مضطرب هستند.

البته ما در حال حاضر به شکلی در حال زندگی هستیم که تمام آرمانهای خواستنی مان بطور خیلی دست نیافتنی در مقابلمان قرار دارند و هر چه می دویم دورتر و دورتر می شویم و به گرد پای خیلی از اهداف فرعی مان هم نمی رسیم چه رسد به اهداف اصلی مان.

بنا به گفته محققان، یکی از دلایل مهم اضطراب عوامل بیرونی و جامعه آماری می باشد.هر چند عوامل تشکیل دهنده اضطراب بی نهایت می باشند اما عمده ترین مقوله های شکل گیری آن عوامل درون فردی و عوامل محیطی تعریف شده اند.خیلی از افراد دارای عاداتی اضطراب آور می باشند. اینکه تمایل به کنترل همه امور اطرافمان را با کمترین اختیارات موجود در دست داشته باشیم، زمینه ساز اضطرابی مزمن می باشیم.اشراف داشتن و کنترل گر بودن از عاداتی است که با بوجود آمدن واکنش های عصبی ارتباط معنا داری دارد.از طرفی ما برای رسیدن به آرامش و هدف غایی زندگی خود فقط در حال چنگ زدن به جایگاهی هستیم که ثبات غایی و کافی ندارد و گاهاً امیدهایی که به آنان دل بسته ایم هرگز با نیازهایمان هم خوانی ندارند.تاثیر این کنش و واکنش ها، و بیهوده دویدن ها چیزی جز فرسایش و به هدر رفتن زمان و توان نمی تواند باشد. که مقوله های اشاره شده برای شکل گیری پدیده ای بنام محرومیت سلامت روان کافی است.

هنر آرامش داشتن

در نهایت به گفته محققان علوم رفتاری یکی از مهارتهای ذهنی هر فرد برای رهایی از سرعت خوره وار اضطراب، پذیرش خیلی از وقایا است، اینکه بپذیریم مشکلات همواره هستند و مفهوم واقعی زندگی، حذف مشکلات نیست بلکه حل شدن در مشکلات با بکار گیری بهترین تکنیک به منظور عدم اشاعه نگرانی های شده است، از منظر نظریه پردازان علم روانشناسی حضور اضطراب خود به نوعی نشان از زنده بودن دارد، مشروط بر اینکه تبعات مخربی برای فرد نداشته باشد.

هنر آرامش داشتن

به این موضوع باید یقین داشته باشیم که یک زندگی آرام زندگی عاری از فراز و نشیب نیست بلکه ساختاری است که در آن باید کوشش کنی تا آرامش را در دل طوفان زندگی رسم کنی. اینکه انتظاراتی معقول و واقع بینانه داشته باشیم و تلاش کنیم که ذهن خود را از خیلی از اتفاقات و مسیرهای بی راهه به منظور حفظ سلامت روان دور نگه داریم نوعی بلوغ است. که گاهاً خیلی از ما فاقد این فاکتور شخصیتی هستیم . از منظر جامعه شناسان علوم رفتاری یکی از امتیازات شاخص شخصیتی افراد موفق مدیریت بحران می باشد این که ما در بدترین شرایط با تکیه بر آرامش بهترین تصمیم را بگیریم و با تکیه بر تکنیک های ذهنی بهترین خروجی را بدون تشویش و نگرانی از آن خود کنیم. نوعی برتری شخصیت محسوب می شود.

هنر آرام ماندن و آرامش داشتن فرایند عجیب و پیچیده ای نیست که از عهده کسی خارج باشد اما اگر این مهارت را در خود پرورش دهیم و تکنیک هایش را فرا گیریم در بهداشت روانی و سلامت جسمانی خود نقش به سزایی خواهیم داشت.ناگفته نماند که در فرهنگ ما به داشتن آرامش تظاهر می شود و آرامش با تامین منابع مالی باز تعریف می گردد.بطور مسلم فرهنگ ما آرامش را حقیر نمی شمارد اما جزئی از یک زندگی و الزامات آن نیز قرار نمی دهد.زمانی که متوجه می شویم فردی زندگی آرامی را برگزیده برایمان به مفهوم دست کشیدن از چالش ها و مبارزه های موجود در زندگی روزمره اش تعریف می شود که در واقع نوعی بار منفی با خود همراه دارد.

تا جایی که تمایل حتی در مقام سرزنش آن فرد قرار می گیریم.بیشتر اوقات در تصور ذهنی خیلی از ما انسانها آرامش داشتن رسیدن به موقعیت مالی آنچنانی و استراحت کردن در ویلایی لاکچری بدون هر گونه دغدغه معنا می شود اما به علت عدم وجود نگرشی آرام باز هم در تلاطم هستیم.چرا که در فرهنگ ما مفهوم آرام بودن به استراحت بعد از بهبودی یا بازنشستگی مرتبط است.اما فارغ از آن هستیم که معنای واقعی آرام ماندن پیش شرط اصلی مدیریت درست در بسیاری از حوزه ها است .زندگی آرام نشانه عقب نشینی و کوتاه آمدن نیست بلکه اغلب نشان دهنده این است که می خواهیم بدانیم برای شکوفا شدن چه باید کرد؟ برای درست تر و مناسب تر به هدف رسیدن چه راهکاری باید پیش گرفت و مهم تر از آن اینکه به عنوان یک انسان چگونه رفتار کنیم و چگونه از عهده مسئولیت های ریز و درشت خود بربیاییم.

اینکه ما برای داشتن یک فکر و نگرش و درنهایت زندگی آرام باید چه بکنیم یک ایده و نظریه کاملاً شخصی است و از یک تصمیم درونی نشات می گیرد، خیلی از ما انسان ها در این گذرون یکنواخت زندگی تمایل داریم که آرامش را چاشنی لحظاتمان گردانیم اما نمی دانیم به درستی کجا باید استارت رها کردن از اضطراب و فکر و خیال را بزنیم! مادری که مدام در حال استرس داشتن بر سر امور ریز و درشت است نمی تواند حریم گرم و مهربانی برای فرزندش مهیا کند و عدم وجود این حریم و این آغوش آرام، محرومیت عاطفی شدیدی را برای فرزندش بوجود می آورد که در بزرگسالی او را در معرض آسیب جدی و فراوانی قرار می دهد.ناگفته نماند برای ایجاد این تصمیم و داشتن این سطح از طرز تفکر در سبک زندگی نیازمند فرهنگ سازی بسیار قوی هستیم چون دیر زمانی است که ما درچرخه ای از مهم ترین فعالیت ها و امور دست و پا می زنیم، هدف هایمان به اشتباه یک وجهی شده اند و در مسیر رسیدن به موفقیت به تنهایی با روحی آزرده سیر می کنیم و به راحتی فراموش کردیم که از مهمترین ابزارهای موفقیت قدم های آرام و با ثبات است ما در این میان از توجه افرادی که ما را بی هیچ موفقیتی می ستایند غافل شدیم و شعاع توجه مان به سمت آنانی رفته که دوست داشتنشان در گروی بالا رفتن پله ای دیگر از ما تعریف شده است در واقع این حرکت رو به جلوی ما فاقد ارزشهای لازم برای دستیابی به ذهنی بی تلاطم و بی تشویش است .دستیابی به این مهارت یکی از کلیدههای رشد و توسعه فردی است در واقع مهارت ایجاد زندگی آرام در دل دریای پر تلاطم زندگی کار دشواری نیست اما ممارست و تکنیک می خواهد که با فرهنگ سازی فردی و توسعه بلوغ کارآمد شخصیتی، به درصد قابل توجهی از آن خواهیم رسید؛ کافی است از شعاع دورتری به زاویه حرکتمان در زندگی نگاه کنیم اینکه در مسیری از زندگی با تکیه بر آرامش و آسودگی خیال به تفسیر زیبایی از زندگی بپردازیم قدمی موثری در به تصویر کشیدن از بهترین شکل زنده بودن است.

لازم به ذکر است چرخه مخرب اضطراب تنها برای یک فرد تباهی بوجود نمی آورد بلکه نسلی را به ویرانی می کشاند.اضطراب باعث عدم کارکرد صحیح هر نوع ارتباطی است، پدری که مضطرب است همسرش را دچار سرخوردگی و عدم کنش و واکنش طبیعی می گرداند به تبع فرزندان آن پدر و مادر دچار محرومیت های بیشماری می شوند که خود در آینده مشکلات بسیار جدی در چرخه هستی شان پدیدار می کند.

آرام زیستن با آرامش داشتن متفاوت است، آرامش لغتی گسترده است که ابعاد بی شماری از مقوله های انسانیت را با خود به همراه دارد و آرامش داشتن نشان از روحی بزرگ و دیدی یکسان دارد که در شخصیت های متعالی به کثرت وجود دارد.

مهرنوش خالدی کارشناس ارشد امورخانواده

برچسب ها: هنر آرامش داشتن
مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: