تیرداد نیوز

کد خبر: ۹۸
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۹۸ - 26 June 2019
غزل هزار جهد بکردم که یار من باشی غزل شماره 457 حافظ به همراه تفسیر و معنی غزل هزار جهد بکردم که یار من باشی از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.
غزل شماره 457

هزار جهد بکردم که یار من باشی

 
هزار جهد بکردم که یار من باشی
مرادبخش دل بی‌قرار من باشی
چراغ دیده شب زنده دار من گردی
انیس خاطر امیدوار من باشی
چو خسروان ملاحت به بندگان نازند
تو در میانه خداوندگار من باشی
از آن عقیق که خونین دلم ز عشوه او
اگر کنم گله‌ای غمگسار من باشی
در آن چمن که بتان دست عاشقان گیرند
گرت ز دست برآید نگار من باشی
شبی به کلبه احزان عاشقان آیی
دمی انیس دل سوکوار من باشی
شود غزاله خورشید صید لاغر من
گر آهویی چو تو یک دم شکار من باشی
سه بوسه کز دو لبت کرده‌ای وظیفه من
اگر ادا نکنی قرض دار من باشی
من این مراد ببینم به خود که نیم شبی
به جای اشک روان در کنار من باشی
من ار چه حافظ شهرم جوی نمی‌ارزم
مگر تو از کرم خویش یار من باشی


هزار جهد بکردم که یار من باشی
 
مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: