تیرداد نیوز

کد خبر: ۹۳
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۹۸ - 26 June 2019
غزل کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی غزل شماره 461 حافظ به همراه تفسیر و معنی غزل کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.
غزل شماره 461

کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی

 
کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی
بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی
بسا که گفته‌ام از شوق با دو دیده خود
ایا منازل سلمی فاین سلماک
عجیب واقعه‌ای و غریب حادثه‌ای
انا اصطبرت قتیلا و قاتلی شاکی
که را رسد که کند عیب دامن پاکت
که همچو قطره که بر برگ گل چکد پاکی
ز خاک پای تو داد آب روی لاله و گل
چو کلک صنع رقم زد به آبی و خاکی
صبا عبیرفشان گشت ساقیا برخیز
و هات شمسة کرم مطیب زاکی
دع التکاسل تغنم فقد جری مثل
که زاد راهروان چستی است و چالاکی
اثر نماند ز من بی شمایلت آری
اری مآثر محیای من محیاک
ز وصف حسن تو حافظ چگونه نطق زند
که همچو صنع خدایی ورای ادراکی


کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی
 
مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
دنیای خودرو ادامه>>