تیرداد نیوز

کد خبر: ۶۵
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۹۸ - 26 June 2019
غزل ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی غزل شماره ۴۸۲ حافظ به همراه تفسیر و معنی غزل ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.

غزل شماره ۴۸۲

ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی

ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی

اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی

چوگان حکم در کف و گویی نمی‌زنی

باز ظفر به دست و شکاری نمی‌کنی

این خون که موج می‌زند اندر جگر تو را

در کار رنگ و بوی نگاری نمی‌کنی

مشکین از آن نشد دم خلقت که چون صبا

بر خاک کوی دوست گذاری نمی‌کنی

ترسم کز این چمن نبری آستین گل

کز گلشنش تحمل خاری نمی‌کنی

در آستین جان تو صد نافه مدرج است

وان را فدای طره یاری نمی‌کنی

ساغر لطیف و دلکش و می افکنی به خاک

و اندیشه از بلای خماری نمی‌کنی

حافظ برو که بندگی پادشاه وقت

گر جمله می‌کنند تو باری نمی‌کنی

ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
دنیای خودرو ادامه>>