تیرداد نیوز

کد خبر: ۶۰
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۹۸ - 26 June 2019
غزل ای بی‌ خبر بکوش که صاحب خبر شوی غزل شماره 487 حافظ به همراه تفسیر و معنی غزل ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.

غزل شماره 487

ای بی‌ خبر بکوش که صاحب خبر شوی

ای بی‌ خبر بکوش که صاحب خبر شوی

تا راهرو نباشی کی راهبر شوی

در مکتب حقایق پیش ادیب عشق

هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی

دست از مس وجود چو مردان ره بشوی

تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد

آن گه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی

گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد

بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی

یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبر

کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی

از پای تا سرت همه نور خدا شود

در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی

وجه خدا اگر شودت منظر نظر

زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی

بنیاد هستی تو چو زیر و زبر شود

در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی

گر در سرت هوای وصال است حافظا

باید که خاک درگه اهل هنر شوی

ای بی‌ خبر بکوش که صاحب خبر شوی

تعبیر و معنی غزل ای بی‌ خبر بکوش که صاحب خبر شوی

غزل شماره 487

ای نا آگاه، از مراتب معرفت، جهدی کن تا دل آگاه شوی و بدان که اگر سالک طریق حق نباشی، هیچ گاه به مقام ارشاد و دستگیری نخواهی رسید.بکوش در کار و بار عشق، نزد نزد آموزگار محبت و نو آموختگی بروی.از مس ناقص وجود و نیستی هست نمای خود مانند رهروان طریقت مردانه چشم بپوش و در پیراستن خود از صفات بهیمی بکوش تا اکسیر عشق به دست آوری و به مدد آن مس وجودت را از زر پاک سازی.خواب وخوراکت ترا از مرتبه ی عشق دور کرد.

یعنی مانع از آن شد که تو درس عشق را تحصیل نمایی.پس زمانی به عشق گرفتار می شوی که بی خواب و خوراک شوی.اگر پرتو عشق الهی دل وجان ترا روشن کند.به خدا سوگند که از مهر سپهر نوروز تر و با شکوه تر خواهی شد.

یک نفس غرق دریای عشق پروردگار شو و گمان مبر که از آب هفت دریا به اندازه ی یک موی تر بشوی.سرتاسر وجودت فروغ ایزدی خواهد گشت، آنگاه که در طریق معرفت حق سر از پا نشناسی و به فضای مطلق برسی و از قید خود پرستی یکباره برهی.روی خداوند اگر نظر گاهت شود هیچ شکی نیست که از این پس صاحب نظر می شوی.اگر بنیان خود پرستی تو واژگون شود.از این زیر وزبر شدن غم مدار، چه کمال استقامت حال تو این است که از قید این نیستی هست نما برهی و باقی به بقای حق شوی.ای حافظ، اگر در سرت هوای وصال هست، اگر وصال جانان را آرزو می کنی، باید که خاک درگاه اهل بصر شوی.

ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: