تیرداد نیوز

کد خبر: ۴۲۰
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۳۹۸ - 13 July 2019
غزل به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم غزل شماره 315 حافظ به همراه تعبیر و معنی غزل به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.

غزل شماره 315

به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم

به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم

بیا بگو که ز عشقت چه طرف بربستم

اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد

به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم

چو ذره گر چه حقیرم ببین به دولت عشق

که در هوای رخت چون به مهر پیوستم

بیار باده که عمریست تا من از سر امن

به کنج عافیت از بهر عیش ننشستم

اگر ز مردم هشیاری ای نصیحتگو

سخن به خاک میفکن چرا که من مستم

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست

که خدمتی به سزا برنیامد از دستم

بسوخت حافظ و آن یار دلنواز نگفت

که مرهمی بفرستم که خاطرش خستم

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: