تیرداد نیوز

کد خبر: ۳۷۸
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۳۹۸ - 13 July 2019
کمر تا کی بخونم آن بت نامهربان بندد غزل میرزا رضی‌الدین آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه زاده روستای آرتیمان از توابع تویسرکان است.

کمر تا کی بخونم آن بت نامهربان بندد

کمر تا کی بخونم آن بت نامهربان بندد

که باشم من که بر خونم چنان سروی میان بندد

شوم قربان دمی صد ره کمان ابروانش را

هلال ابرویم هر گه، که ترکش بر میان بندد

تراوش میکند راز غمش از هر بن مویم

اگر غیرت گلو گیرد، اگر حیرت زبان بندد

الهی همچو موسی رب ارنی را نمی‌گویم

که مهر خامشی از لن ترانی بر میان بندد

نه از صدق و صفا رنگی، نه از مهر و وفا بویی

کسی چون دل بسرو و لاله این بوستان بندد

وفای‌ دوستان گر با رضی این است میترسم

که دل از دوستان برگیرد و بر دشمنان بندد

کمر تا کی بخونم آن بت نامهربان بندد

رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است . وی در سال ۹۷۸ قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان بدنیا آمد.در ایام جوانی به همدان رفت و در آن‌جا مشغول تحصیل شد و از شاگردان میر مرشد بروجردی گردید. رضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس که معاصر وی بود قرار گرفت و در جمع منشیان میرزایان شاه درآمد و به همین دلیل بود که داماد خاندان صفوی شد.

کمر تا کی بخونم آن بت نامهربان بندد از جمله غزل های زیبای این شاعر ایران است.

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: