تیرداد نیوز

کد خبر: ۳۷۵
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۳۹۸ - 13 July 2019
نمیاید چو از دل بر زبان درد غزل میرزا رضی‌الدین آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه زاده روستای آرتیمان از توابع تویسرکان است.

نمیاید چو از دل بر زبان درد

نمیاید چو از دل بر زبان درد

ز دل بیرون کنم خود گو چسان درد

نهم از درد تو تا میتوان داغ

کشم از داغ تو تا میتوان درد

اگر این است راحتها، همان رنج

اگر این است آسایش همان درد

به دردسر نمیارزد جهان هیچ

سر ما خود ندارد هیچ از آن درد

ز دردم استخوان فرسود اکنون

کند مغزم بجای استخوان درد

به بخت ما بروید از زمین داغ

به وقت ما ببارد ز آسمٰان درد

مسیحا گو مدم بر ما که ندهیم

به عمر جاودانی یک زمان درد

چه خواهد شد که گوید کشتهٔ ماست

غمت را اینقدر آمد زبان درد

رضی سان کار بی دردان بسازم

گر از مرگم دهد این بار امان درد

نمیاید چو از دل بر زبان درد

رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است . وی در سال ۹۷۸ قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان بدنیا آمد.در ایام جوانی به همدان رفت و در آن‌جا مشغول تحصیل شد و از شاگردان میر مرشد بروجردی گردید. رضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس که معاصر وی بود قرار گرفت و در جمع منشیان میرزایان شاه درآمد و به همین دلیل بود که داماد خاندان صفوی شد.

نمیاید چو از دل بر زبان درد از جمله غزل های زیبای این شاعر ایران است.

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
دنیای خودرو ادامه>>