تیرداد نیوز

کد خبر: ۳۴۹
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۳۹۸ - 13 July 2019
با رخ همچو صبح و زلف چو شام غزل میرزا رضی‌الدین آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه زاده روستای آرتیمان از توابع تویسرکان است.

با رخ همچو صبح و زلف چو شام

با رخ همچو صبح و زلف چو شام

بامــــدادان بر آی بر لب بام

تا بدانند نور از ظلمت

تا شناسنــد صبح را از شـــــــام

بگذری گر ز معبد گبران

ور بر آئی به قبلهٔ اسلام

نشناسند زاهدان محراب

نپرستند کافران اصنام

محض عشوه است مر تو را ترکیب

وز کرشمه است مر تو را اندام

از دعای فرشته بیزارم

گر از آن لب دهی مرا دشنام

گر بسنجی تو عقل را با عشق

می بدانی تو نور را ز ظلام

نکنی فرق نیک را از بد

نشناسی حلال را ز حرام

دور از آن آستان نمی‌میرم

آه از این روی، آه از این اندام

قصهٔ خود رضی بیا و مگو

از تو چون کس نمیبرد پیغام

با رخ همچو صبح و زلف چو شام

رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است . وی در سال ۹۷۸ قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان بدنیا آمد.در ایام جوانی به همدان رفت و در آن‌جا مشغول تحصیل شد و از شاگردان میر مرشد بروجردی گردید. رضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس که معاصر وی بود قرار گرفت و در جمع منشیان میرزایان شاه درآمد و به همین دلیل بود که داماد خاندان صفوی شد.

با رخ همچو صبح و زلف چو شام از جمله غزل های زیبای این شاعر ایران است.

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
دنیای خودرو ادامه>>