تیرداد نیوز

کد خبر: ۳۲۸
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۳۹۸ - 13 July 2019
غزل خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم غزل شماره 322 حافظ به همراه تعبیر و معنی غزل خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.

غزل شماره 322

خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم

خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم

به صورت تو نگاری ندیدم و نشنیدم

اگر چه در طلبت همعنان باد شمالم

به گرد سرو خرامان قامتت نرسیدم

امید در شب زلفت به روز عمر نبستم

طمع به دور دهانت ز کام دل ببریدم

به شوق چشمه نوشت چه قطره‌ها که فشاندم

ز لعل باده فروشت چه عشوه‌ها که خریدم

ز غمزه بر دل ریشم چه تیرها که گشادی

ز غصه بر سر کویت چه بارها که کشیدم

ز کوی یار بیار ای نسیم صبح غباری

که بوی خون دل ریش از آن تراب شنیدم

گناه چشم سیاه تو بود و گردن دلخواه

که من چو آهوی وحشی ز آدمی برمیدم

چو غنچه بر سرم از کوی او گذشت نسیمی

که پرده بر دل خونین به بوی او بدریدم

به خاک پای تو سوگند و نور دیده حافظ

که بی رخ تو فروغ از چراغ دیده ندیدم

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: