تیرداد نیوز

کد خبر: ۳۱۲
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۳۹۸ - 12 July 2019
غزل در خرابات مغان گر گذر افتد بازم غزل شماره 339 حافظ به همراه تفسیر و معنی غزل در خرابات مغان گر گذر افتد بازم از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.

غزل شماره 335

در خرابات مغان گر گذر افتد بازم

در خرابات مغان گر گذر افتد بازم

حاصل خرقه و سجاده روان دربازم

حلقه توبه گر امروز چو زهاد زنم

خازن میکده فردا نکند در بازم

ور چو پروانه دهد دست فراغ بالی

جز بدان عارض شمعی نبود پروازم

صحبت حور نخواهم که بود عین قصور

با خیال تو اگر با دگری پردازم

سر سودای تو در سینه بماندی پنهان

چشم تردامن اگر فاش نگردی رازم

مرغ سان از قفس خاک هوایی گشتم

به هوایی که مگر صید کند شهبازم

همچو چنگ ار به کناری ندهی کام دلم

از لب خویش چو نی یک نفسی بنوازم

ماجرای دل خون گشته نگویم با کس

زان که جز تیغ غمت نیست کسی دمسازم

گر به هر موی سری بر تن حافظ باشد

همچو زلفت همه را در قدمت اندازم

در خرابات مغان گر گذر افتد بازم

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: