تیرداد نیوز

کد خبر: ۳۰۳
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۳۹۸ - 12 July 2019
غزل من که از آتش دل چون خم می در جوشم غزل شماره 340 حافظ به همراه تفسیر و معنی غزل من که از آتش دل چون خم می در جوشم از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.

غزل شماره 340

من که از آتش دل چون خم می در جوشم

من که از آتش دل چون خم می در جوشم

مهر بر لب زده خون می‌خورم و خاموشم

قصد جان است طمع در لب جانان کردن

تو مرا بین که در این کار به جان می‌کوشم

من کی آزاد شوم از غم دل چون هر دم

هندوی زلف بتی حلقه کند در گوشم

حاش لله که نیم معتقد طاعت خویش

این قدر هست که گه گه قدحی می نوشم

هست امیدم که علیرغم عدو روز جزا

فیض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت

من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم

خرقه پوشی من از غایت دین داری نیست

پرده‌ای بر سر صد عیب نهان می‌پوشم

من که خواهم که ننوشم به جز از راوق خم

چه کنم گر سخن پیر مغان ننیوشم

گر از این دست زند مطرب مجلس ره عشق

شعر حافظ ببرد وقت سماع از هوشم

من که از آتش دل چون خم می در جوشم

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
دنیای خودرو ادامه>>