تیرداد نیوز

کد خبر: ۳۰۰
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۳۹۸ - 12 July 2019
غزل چل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم غزل شماره 343 حافظ به همراه تفسیر و معنی غزل چل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.

غزل شماره 343

چل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم

چل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم

کز چاکران پیر مغان کمترین منم

هرگز به یمن عاطفت پیر می فروش

ساغر تهی نشد ز می صاف روشنم

از جاه عشق و دولت رندان پاکباز

پیوسته صدر مصطبه‌ها بود مسکنم

در شان من به دردکشی ظن بد مبر

کآلوده گشت جامه ولی پاکدامنم

شهباز دست پادشهم این چه حالت است

کز یاد برده‌اند هوای نشیمنم

حیف است بلبلی چو من اکنون در این قفس

با این لسان عذب که خامش چو سوسنم

آب و هوای فارس عجب سفله پرور است

کو همرهی که خیمه از این خاک برکنم

حافظ به زیر خرقه قدح تا به کی کشی

در بزم خواجه پرده ز کارت برافکنم

تورانشه خجسته که در من یزید فضل

شد منت مواهب او طوق گردنم

چل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: