تیرداد نیوز

کد خبر: ۲۹۱
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۳۹۸ - 20:24 - 12 July 2019
غزل دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم غزل شماره 349 حافظ به همراه تفسیر و معنی غزل دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.
غزل شماره 349
 

دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم

دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم

گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم

قامتش را سرو گفتم سر کشید از من به خشم

دوستان از راست می‌رنجد نگارم چون کنم

نکته ناسنجیده گفتم دلبرا معذور دار

عشوه‌ای فرمای تا من طبع را موزون کنم

زردرویی می‌کشم زان طبع نازک بی‌گناه

ساقیا جامی بده تا چهره را گلگون کنم

ای نسیم منزل لیلی خدا را تا به کی

ربع را برهم زنم اطلال را جیحون کنم

من که ره بردم به گنج حسن بی‌پایان دوست

صد گدای همچو خود را بعد از این قارون کنم

ای مه صاحب قران از بنده حافظ یاد کن

تا دعای دولت آن حسن روزافزون کنم

دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کوچه باغ فرهنگ و تاریخ
انتشار ۲ قطعه موسیقی با اشعاری از وحشی بافقی و صائب تبریزی

انتشار ۲ قطعه موسیقی با اشعاری از وحشی بافقی و صائب تبریزی

جزئیات برگزاری پانزدهمین جشنواره موسیقی نواحی مشخص شد

جزئیات برگزاری پانزدهمین جشنواره موسیقی نواحی مشخص شد

فیلمساز ایرانی برنده جایزه جشنواره کارلووی واری شد

فیلمساز ایرانی برنده جایزه جشنواره کارلووی واری شد

انتشار کتابی با بررسی نظریه فیلم نامه های اصغر فرهادی

انتشار کتابی با بررسی نظریه فیلم نامه های اصغر فرهادی

در حال رفع موانع کتاب باز هستیم

در حال رفع موانع کتاب باز هستیم

چرا عباس کیارستمی عضویت در آکادمی اسکار را نپذیرفت

چرا عباس کیارستمی عضویت در آکادمی اسکار را نپذیرفت