تیرداد نیوز

کد خبر: ۲۸۴
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۳۹۸ - 12 July 2019
غزل گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم غزل شماره 356 حافظ به همراه تفسیر و معنی غزل گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.

غزل شماره 356

گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم

گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم

ز جام وصل می‌نوشم ز باغ عیش گل چینم

شراب تلخ صوفی سوز بنیادم بخواهد برد

لبم بر لب نه ای ساقی و بستان جان شیرینم

مگر دیوانه خواهم شد در این سودا که شب تا روز

سخن با ماه می‌گویم پری در خواب می‌بینم

لبت شکر به مستان داد و چشمت می به میخواران

منم کز غایت حرمان نه با آنم نه با اینم

چو هر خاکی که باد آورد فیضی برد از انعامت

ز حال بنده یاد آور که خدمتگار دیرینم

نه هر کو نقش نظمی زد کلامش دلپذیر افتد

تذرو طرفه من گیرم که چالاک است شاهینم

اگر باور نمی‌داری رو از صورتگر چین پرس

که مانی نسخه می‌خواهد ز نوک کلک مشکینم

وفاداری و حق گویی نه کار هر کسی باشد

غلام آصف ثانی جلال الحق و الدینم

رموز مستی و رندی ز من بشنو نه از واعظ

که با جام و قدح هر دم ندیم ماه و پروینم

گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: