تیرداد نیوز

کد خبر: ۲۶۱
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۳۹۸ - 12 July 2019
غزل غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم غزل شماره 358 حافظ به همراه تفسیر و معنی غزل غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.

غزل شماره 358

غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم

غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم

دواش جز می چون ارغوان نمی‌بینم

به ترک خدمت پیر مغان نخواهم گفت

چرا که مصلحت خود در آن نمی‌بینم

ز آفتاب قدح ارتفاع عیش بگیر

چرا که طالع وقت آن چنان نمی‌بینم

نشان اهل خدا عاشقیست با خود دار

که در مشایخ شهر این نشان نمی‌بینم

بدین دو دیده حیران من هزار افسوس

که با دو آینه رویش عیان نمی‌بینم

قد تو تا بشد از جویبار دیده من

به جای سرو جز آب روان نمی‌بینم

در این خمار کسم جرعه‌ای نمی‌بخشد

ببین که اهل دلی در میان نمی‌بینم

نشان موی میانش که دل در او بستم

ز من مپرس که خود در میان نمی‌بینم

من و سفینه حافظ که جز در این دریا

بضاعت سخن درفشان نمی‌بینم

غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
دنیای خودرو ادامه>>