تیرداد نیوز

کد خبر: ۲۵۳
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۳۹۸ - 12 July 2019
غزل بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم غزل شماره 374 حافظ به همراه تفسیر و معنی غزل بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.

غزل شماره 374

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد

من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم

شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم

نسیم عطرگردان را شِکَر در مجمر اندازیم

چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش

که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم

صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز

بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم

یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد

بیا کاین داوری‌ها را به پیش داور اندازیم

بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه

که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم

سخندانیّ و خوشخوانی نمی‌ورزند در شیراز

بیا حافظ که تا خود را به ملکی دیگر اندازیم

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: