تیرداد نیوز

کد خبر: ۲۳۲
تاریخ انتشار: ۱۸ تير ۱۳۹۸ - 09 July 2019
غزل منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن غزل شماره 393 حافظ به همراه تفسیر و معنی غزل منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.
غزل شماره 393
 

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن

منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم

که در طریقت ما کافریست رنجیدن

به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات

بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن

مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست

به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن

به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب

که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن

به رحمت سر زلف تو واثقم ور نه

کشش چو نبود از آن سو چه سود کوشیدن

عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس

که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن

ز خط یار بیاموز مهر با رخ خوب

که گرد عارض خوبان خوش است گردیدن

مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ

که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: