تیرداد نیوز

کد خبر: ۲۲۷
تاریخ انتشار: ۱۸ تير ۱۳۹۸ - 09 July 2019
غزل ای نور چشم من سخنی هست گوش کن غزل شماره 398 حافظ به همراه تفسیر و معنی غزل ای نور چشم من سخنی هست گوش کن از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.

غزل شماره 398

ای نور چشم من سخنی هست گوش کن

ای نور چشم من سخنی هست گوش کن

چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن

در راه عشق وسوسه اهرمن بسیست

پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن

برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند

ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن

تسبیح و خرقه لذت مستی نبخشدت

همت در این عمل طلب از می فروش کن

پیران سخن ز تجربه گویند گفتمت

هان ای پسر که پیر شوی پند گوش کن

بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق

خواهی که زلف یار کشی ترک هوش کن

با دوستان مضایقه در عمر و مال نیست

صد جان فدای یار نصیحت نیوش کن

ساقی که جامت از می صافی تهی مباد

چشم عنایتی به من دردنوش کن

سرمست در قبای زرافشان چو بگذری

یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن

ای نور چشم من سخنی هست گوش کن

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: