تیرداد نیوز

کد خبر: ۲۲۵
تاریخ انتشار: ۱۸ تير ۱۳۹۸ - 09 July 2019
غزل بالابلند عشوه گر نقش باز من غزل شماره 400 حافظ به همراه تفسیر و معنی بالابلند عشوه گر نقش باز من از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.

غزل شماره 400

بالابلند عشوه گر نقش باز من

بالابلند عشوه گر نقش باز من

کوتاه کرد قصه زهد دراز من

دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم

با من چه کرد دیده معشوقه باز من

می‌ترسم از خرابی ایمان که می‌برد

محراب ابروی تو حضور نماز من

گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق

غماز بود اشک و عیان کرد راز من

مست است یار و یاد حریفان نمی‌کند

ذکرش به خیر ساقی مسکین نواز من

یا رب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن

گردد شمامه کرمش کارساز من

نقشی بر آب می‌زنم از گریه حالیا

تا کی شود قرین حقیقت مجاز من

بر خود چو شمع خنده زنان گریه می‌کنم

تا با تو سنگ دل چه کند سوز و ساز من

زاهد چو از نماز تو کاری نمی‌رود

هم مستی شبانه و راز و نیاز من

حافظ ز گریه سوخت بگو حالش ای صبا

با شاه دوست پرور دشمن گداز من

بالابلند عشوه گر نقش باز من

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: