تیرداد نیوز

کد خبر: ۱۵۲
تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۳۹۸ - 01 July 2019
غزل دوش رفتم به در میکده خواب آلوده غزل شماره 423 حافظ به همراه تفسیر و معنی غزل دوش رفتم به در میکده خواب آلوده از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.

غزل شماره 423

دوش رفتم به در میکده خواب آلوده

دوش رفتم به در میکده خواب آلوده

خرقه تردامن و سجاده شراب آلوده

آمد افسوس کنان مغبچه باده فروش

گفت بیدار شو ای ره رو خواب آلوده

شست و شویی کن و آن گه به خرابات خرام

تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده

به هوای لب شیرین پسران چند کنی

جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده

به طهارت گذران منزل پیری و مکن

خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده

پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به درآی

که صفایی ندهد آب تراب آلوده

گفتم ای جان جهان دفتر گل عیبی نیست

که شود فصل بهار از می ناب آلوده

آشنایان ره عشق در این بحر عمیق

غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

گفت حافظ لغز و نکته به یاران مفروش

آه از این لطف به انواع عتاب آلوده

دوش رفتم به در میکده خواب آلوده

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: