تیرداد نیوز

کد خبر: ۱۳۶
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۳۹۸ - 30 June 2019
غزل لبش می‌بوسم و در می‌کشم می غزل شماره 431 حافظ به همراه تفسیر و معنی غزل لبش می‌بوسم و در می‌کشم می از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.
غزل شماره 431
 

لبش می‌بوسم و در می‌کشم می

لبش می‌بوسم و در می‌کشم می

به آب زندگانی برده‌ام پی

نه رازش می‌توانم گفت با کس

نه کس را می‌توانم دید با وی

لبش می‌بوسد و خون می‌خورد جام

رخش می‌بیند و گل می‌کند خوی

بده جام می و از جم مکن یاد

که می‌داند که جم کی بود و کی کی

بزن در پرده چنگ ای ماه مطرب

رگش بخراش تا بخروشم از وی

گل از خلوت به باغ آورد مسند

بساط زهد همچون غنچه کن طی

چو چشمش مست را مخمور مگذار

به یاد لعلش ای ساقی بده می

نجوید جان از آن قالب جدایی

که باشد خون جامش در رگ و پی

زبانت درکش ای حافظ زمانی

حدیث بی زبانان بشنو از نی

لبش می‌بوسم و در می‌کشم می
مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: