تیرداد نیوز

کد خبر: ۱۲۵
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۳۹۸ - 30 June 2019
غزل سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی غزل شماره 440 حافظ به همراه تفسیر و معنی غزل سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.

غزل شماره 440

سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی

سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی

خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است

بدین راه و روش می‌رو که با دلدار پیوندی

قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز

ورای حد تقریر است شرح آرزومندی

الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور

پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی

جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست

ز مهر او چه می‌پرسی در او همت چه می‌بندی

همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی

دریغ آن سایه همت که بر نااهل افکندی

در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است

خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی

به شعر حافظ شیراز می‌رقصند و می‌نازند

سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی

سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: