تیرداد نیوز

کد خبر: ۱۱۶
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۳۹۸ - 30 June 2019
غزل تو را که هر چه مراد است در جهان داری غزل شماره 445 حافظ به همراه تفسیر و معنی غزل تو را که هر چه مراد است در جهان داری از حافظ بزرگترین غزل سرای ایران.

غزل شماره 445

تو را که هر چه مراد است در جهان داری

تو را که هر چه مراد است در جهان داری

چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری

بخواه جان و دل از بنده و روان بستان

که حکم بر سر آزادگان روان داری

میان نداری و دارم عجب که هر ساعت

میان مجمع خوبان کنی میانداری

بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک

سوادی از خط مشکین بر ارغوان داری

بنوش می که سبکروحی و لطیف مدام

علی الخصوص در آن دم که سر گران داری

مکن عتاب از این بیش و جور بر دل ما

مکن هر آن چه توانی که جای آن داری

به اختیارت اگر صد هزار تیر جفاست

به قصد جان من خسته در کمان داری

بکش جفای رقیبان مدام و جور حسود

که سهل باشد اگر یار مهربان داری

به وصل دوست گرت دست می‌دهد یک دم

برو که هر چه مراد است در جهان داری

چو گل به دامن از این باغ می‌بری حافظ

چه غم ز ناله و فریاد باغبان داری

تو را که هر چه مراد است در جهان داری

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: