تیرداد نیوز

کد خبر: ۳۸۴۱
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۳۹۸ - 01 October 2019
جنبش مردان هوادار فمینیسم (The Pro-feminist Men’s Movement) که به بال فمینیستی جنبش مردان نیز شهرت دارد، پس از ظهور جنبش فمینیستی در دهۀ 1960 میلادی شکل گرفت و در دهۀ 1970 میلادی فعالیت های خود را به طور منسجم آغاز کرد.

 مردان هوادار فمینیسم (Pro-feminist Men) یا مردان مخالف با تبعیض جنسیتی (Anti-sexist Men) در حقیقت گروه کوچکی از مردان هستند که خود را متحدان جنبش فمینیستی می دانند.به باور این مردان «فمینیسم جنبشی است که در درجۀ اول توسط زنان و با هدف از بین بردن تبعیض های جنسیتی علیه زنان شکل گرفته است.اگر فردی بخواهد خود را یک فمینیست بنامد، علاوه بر آنکه باید از دریچۀ نگاه فمینیستی مسائل پیرامون خود را تجزیه و تحلیل کند، باید ظلم جنسیتی را نیز تجربه کرده باشد و از آنجایی که تبعیض جنسیتی همواره از سوی مردان علیه زنان روا داشته شده بنابراین مردان به عنوان یک جنسیت دارای قدرت و امتیاز نمی توانند چنین ظلمی را در جامعه تجربه کنند.مردان ممکن است بخاطر نژاد، طبقه اجتماعی و یا گرایش جنسی خود مورد ظلم قرار بگیرند اما هرگز برای جنسیتی که دارند مورد ظلم و تبعیض واقع نمی شوند. بسیاری از زنان فمینیست نیز این عدم توانایی مردان در ادراک تجربۀ فرودستی زنان را برای تقویت مرزهای پیرامون فمینیسم به عنوان یک رستۀ هویت زنانه به طور مستقیم به مردان گوشزد کرده اند. از این رو، اغلب مردان متحد با جنبش فمینیستی، بجای آنکه خود را فمینیست بنامند معمولاً از برچسب «هوادار فمینیسم» استفاده می کنند.
برخی از فعالان این جنبش مانند مایکل کیمل (Michael Kimmel) و تامس ماس میلر (Tomas Mosmiller) مطرح کرده اند که مردان هوادار فمینیسم در دهۀ 1970 میلادی را نمی توان به عنوان نخستین متحدان جنبش فمینیستی در نظر گرفت، چرا که ردپای تلاش مردان برای رفع تبعیض های جنسیتی علیه زنان و پشتیبانی از آنان برای رسیدن به حقوق برابر با مردان را می توان تا قرن هجدهم میلادی دنبال کرد. به بیان دیگر، مردان هوادار فمینیسم به تبعیت از فعالان جنبش فمینیستی، مردها را به عنوان گروهی معرفی می-کنند که قرن ها به صورت سیستماتیک گروه دیگر (یعنی زنان) را در جامعۀ تحت سلطۀ مردان مورد ظلم قرار داده¬اند. برای مثال، مایکل فلاد (Michael Flood) جامعه شناس استرالیایی و از فعالان هوادار فمینیسم در پاسخ به این پرسش که مردان هوادار فمینیسم به چه چیزی باور دارند؟ بیان می کند که «مردان هوادار فمینیسم با ادراکی که فمینیست¬ها از جامعه دارند موافق و همدل هستند. ما باور داریم که زنان به عنوان یک گروه، از نابرابری و بی عدالتی در اجتماع رنج می برند در حالی که مردان به عنوان یک گروه، دارای قدرت و امتیازات فراوانی هستند». از این رو، راه حل مردان هوادار فمینیسم برای پایان دادن به تبعیض ها و ظلمی که علیه زنان روا داشته شده، از بین بردن نظام سلطۀ مردان یا همان نظام مردسالاری از طریق تغییر الگوی فعلی مردانگی (که از نگاه این افراد باعث ظلم و ستم علیه زنان و محدود شدن خود مردها شده) است. برای نمونه، شبکۀ مردان اروپایی هوادار فمینیسم (The European Men Pro-feminist Network)در تارنمای خود اعلام کرده که جنبش مردان هوادار فمینیسم برای رسیدن به اهدافش نیاز به ساختارزدایی از جنسیت مردانه و همچنین از بین بردن سلطۀ مردان دگرجنس گرا دارد.

پیدایش و شکل گیری جنبش 

در ارتباط با چگونگی پیدایش و شکل گیری «جنبش مردان هوادار فمینیسم» روایت های مختلفی توسط فعالان و پژوهشگران نقل شده که در ادامه به چند مورد از آنها اشاره می شود. اسپیس کاروسکی (Spase Karoski) در رسالۀ دکتری خود با عنوان «مردان در حال حرکت: سیاست های جنبش مردان» در ارتباط با نحوۀ شکل گیری و سازماندهی «جنبش مردان هوادار فمینیسم» می¬نویسد: «در ایالات متحده آمریکا، اولین نشانه های تمایز ساختاری در «گروه های آگاهی انگیزی مردان» با انتشار «برادر» به عنوان اولین روزنامه «جنبش آزادی خواهانۀ مردان» در سال 1971 میلادی آشکار شد. چند ماه بعد، این روزنامه برای خود عنوان فرعی «انجمنی برای مردان مخالف با تبعیض جنسیتی» را برگزید. انتشار روزنامه «برادر» نشان دهندۀ ظهور گفتمان مردان فمینیست رادیکالی بود که از «جنبش آزادی خواهانۀ مردان» در اوایل دهۀ 1970 میلادی پدید آمده بود. سایر نشریات آن زمان نیز به تقلید از جنبش زنان، مردها را تشویق می کردند تا بدون ترس عواطف و ضعف های خود را ابراز کنند. برخی از تأثیرگذارترین متون منتشر شده در آن زمان عبارت بودند از کتاب «مرد آزاد شده» نوشتۀ ورن فرل (1975) و «آزادی مردان» نوشتۀ جک نیکولز (1975) که به شدت مخالف مردانگی سنتی و حامی فمینیسم بودند. همان طور که قبلاً نیز اشاره شد، توجه اولیه «جنبش آزادی خواهانۀ مردان» متمرکز بر افزایش آگاهی مردان مبتنی بر هزینۀ مردانگی بود. اما با انتشار روزنامۀ «برادر» بخشی از فعالان جنبش مردان توجه و تمرکز خود را از مردان به سمت زنان تغییر دادند. جدا شدن مردان فمینیست رادیکال از گروه های آگاهی انگیزی مردان سبب تغییر مسیر گفتمان از هزینه های مربوط به نقش جنسیتی مردانه به سمت گفتمان ضد مردسالاری که همۀ مردان از نظام مردسالاری نفع می¬برند شد. این موضوع نشانگر تولد شاخۀ «جنبش مردان هوادار فمینیسم» بود. در اواسط دهه 1970 میلادی، مردان فمینیست رادیکال شروع به تشکیل سازمان هایی مانند «مرکز مردان خلیج شرقی در برکلی» کردند که معتقد بودند «سکسیسم نظامی است که یک جنس قدرت و امتیاز بیشتری نسبت به جنس دیگر دارد. در جامعه ای همانند جامعۀ ما - جایی که مردان بر زنان سلطه دارند این نظام را می¬توان سلطۀ مردانه نامید». اگر چه در آغاز، جنبش فمینیستی از حضور فعالان مرد استقبال می کرد اما در اواسط دهۀ 1970 میلادی، ظهور فمینیسم رادیکال باعث شد تا مردان هوادار فمینیسم به حاشیه رانده شوند. فمینیست¬های رادیکال معتقد بودند که همه مردان از ظلم جنسیتی سود می برند بنابراین با حضور و پشتیبانی آنان از جنبش فمینیستی مخالفت کردند».
مایکل مسنر (Michael Messner) جامعه شناس و حامی فمینیسم نیز در مقاله¬ای تحت عنوان «محدودیت های نقش جنسی مردانه» در ارتباط با «جنبش مردان هوادار فمینیسم» چنین می نویسد: «در اواسط دهۀ 1970 میلادی، در حالی که ورن فرل ((Warren Farrell نمایندۀ بال مرکزی سیاسی «جنبش آزادی خواهانۀ مردان» و هرب گلدبرگ ((Herb Goldberg نماینده راست آن بود، مردان دیگری نیز در این جنبش فعالیت می¬کردند که از نظر سیاسی دیدگاه چپ داشتند. این مردان تمایل کمتری برای تأثیر گرفتن از فمینیست های لیبرال طبقۀ متوسط (مانند فعالان سازمان ملی زنان) از خود نشان می دادند و بیشتر تحت تاثیر جنبش¬هایی مانند جنبش ضد جنگ، جنبش قدرت آفریقایی تباران آمریکا و به ویژه فمینیست های رادیکال و جنبش رهایی-بخشی همجنس خواهان قرار داشتند. این مردان هوادار فمینیسم همانند نخستین فعالان «جنبش آزادی خواهانۀ مردان» در ابتدا تمرکز خود را به صورت یکسان به امتیازاتی که مردان تحت لوای نظام مردسالاری از آنها برخوردار بودند و همچنین هزینه¬های مردانگی اختصاص می دادند. اما از اواسط دهۀ 1970 میلادی، هنگامی که فمینیست ها شروع به انتقاد از جنبش آزادی خواهانۀ مردان کردند، این مردهای رادیکال گفتمان خود را به طور آشکار در جهت تأکید کمتر بر هزینه¬های مردانگی و تمرکز بیشتر بر روش هایی که همۀ مردان در جامعۀ مردسالار صاحب قدرت و امتیاز می¬شوند پیش بردند. در همین دوران بود که مردان هوادار فمینیسم شکل سازمانی به خود گرفته و تشکیلاتی را مانند «مرکز مردان خلیج شرقی در برکلی» تأسیس کردند. بیانیه این مرکز در مورد مسئلۀ تجاوز نشان می دهد که چقدر گفتمان ضدمردسالاری رادیکال ها از گفتمان جنبش آزادی خواهانۀ مردان مبنی بر «تقارن نقش جنسیتی» فاصله گرفته بود. بیانیۀ «مرکز مردان خلیج شرقی در برکلی» دربردارندۀ مضامینی بود تا گفتمان مردان هوادار فمینیسم را از جنبش آزادی خواهانۀ مردان متمایز کند. نخست، سکسیسم به عنوان یک نظام برتری مردانه (مردسالاری) و نه صرفاً مجموعه ای از نگرش ها، ارزش ها و یا نقش های جنسیتی برساختی دیده شد. دوم آنکه مردان در نظام مردسالار به عنوان گروهی که بر زنان سلطه دارند به تصویر کشیده شدند. به بیان دیگر، مردها همچون گروهی دیده می شدند که به صورت سیستماتیک گروه دیگر (یعنی زنان) را مورد ظلم قرار داده و منافعی را از این ستم کسب می کردند. همچنین مردان هوادار فمینیسم بعدها با نوشتن مقاله های متعدد از فعالان جنبش آزادی خواهانۀ مردان به شدت انتقاد کردند».

سازمان ملی مردان علیه تبعیض جنسیتی

سازمان ملی مردان علیه تبعیض جنسیتی (National Organization for Men Against Sexism) قدیمی-ترین سازمان وابسته به جنبش مردان هوادار فمینیسم در ایالات متحده آمریکا می¬باشد که از جنبش فمینیستی و اهداف آن حمایت می کند. این سازمان با اتحاد جمعی از مردان هوادار فمینیسم در دهۀ 1970 میلادی شروع به فعالیت کرد. اعضای این سازمان از ابتدا حامی فمینیسم و اهدافش به ویژه در ارتباط با موضوع منع خشونت علیه زنان بودند. افزایش تعداد مردان هوادار فمینیسم در دهۀ 1970 میلادی و ورود آنان به دوره¬های مطالعات زنان را می توان نقطۀ عطفی در سازماندهی و انسجام جنبش مردان هوادار فمینیسم در نظر گرفت. در سال 1975 میلادی، چند مرد جوان پس از ثبت نام در دوره های مطالعات زنانِ دانشگاه تنسی، تصمیم به برپایی همایشی با محوریت مردان گرفتند که در سال بعد با عنوان «اولین همایش ملی مردان و مردانگی» برگزار شد. پس از آن، برگزاری «همایش مردان و مردانگی» در ایالت های دیگر نیز ادامه پیدا کرد. این گروهِ تازه شکل گرفته از مردان جوان به شدت حامی فمینیسم و حقوق همجنس¬خواهان بود و اعتقاد داشت که نقش های جنسیتی مردانه باعث محدودیت و ایجاد مشکلات فراوانی برای مردان شده و فمینیسم می تواند به مردان در راستای رهایی از این محدودیت ها کمک شایانی نماید. در همایش مردان و مردانگی بوستون در سال 1981 میلادی، «سازمان عضویت ملی» شکل گرفت و به دنبال آن در سال 1982 میلادی «شورای رهبری جمعی» تشکیل شد. در سال 1983 میلادی این تشکیلات به عنوان «سازمان ملی مردان در حال تحول» نام¬گذاری شد و در سال 1990 میلادی نام آن به «سازمان ملی مردان علیه تبعیض جنسیتی» تغییر کرد.
این سازمان در تارنمای خود اعلام داشته که «جنبش مردان هوادار فمینیسم» نخستین جنبش مردانی بوده که در ایالات متحده آمریکا ظهور کرده است. این سازمان خود را هوادار فمینیسم، تصدیق کنندۀ جمعیت الفبایی (LGBTQ)، مخالف با نژادپرستی و طرفدار عدالت اجتماعی معرفی کرده که برای ارتقای کیفیت زندگی مردان فعالیت می کند. در بیانیه ای که سازمان ملی مردان علیه تبعیض جنسیتی برای معرفی این سازمان و اصولی که از آنها پیروی می کند منتشر کرده عنوان شده: «سازمان ملی مردان علیه تبعیض جنسیتی، تشکیلاتی است متشکل از مردان و زنان فعال که از تغییرات مثبت برای مردان حمایت می کنند. ما تغییرات مثبت اجتماعی که فمینیسم برای هر دوی مردان و زنان به ارمغان آورده را تحسین و از آن پشتیبانی می کنیم. از طرفی ما نسبت به بی¬عدالتی¬هایی که علیه زنان در جامعه وجود دارد (مانند تبعیض¬های اقتصادی و قانونی، تجاوز، خشونت خانگی، آزار جنسی و بسیاری موارد دیگر) معترض بوده و مخالفت خود را با آنها اعلام می داریم. زنان و مردان قادر هستند تا در کنار یکدیگر برای از بین بردن بی عدالتی هایی که باعث شده تا آنان یکدیگر را به عنوان دشمن تصور کنند گام بردارند. همچنین مردان می¬توانند با به چالش کشیدن قوانین سنتی مردانگی که نمایانگر تصور برتری مردانه است، زندگی شادتر و رضایت بخش¬تری را تجربه کنند. ما خواهان پایان دادن به همۀ اشکال تبعیض بر اساس گرایش جنسی هستیم تا بتوانیم جامعه¬ای را که پذیرای همجنس خواهی باشد ایجاد کنیم. در نهایت هدف ما تغییر نه تنها خودمان و دیگر مردان بلکه نهادهایی است که سبب ایجاد نابرابری می¬شوند».

نقد جنبش مردان هوادار فمینیسم

جنبش مردان هوادار فمینیسم به عنوان شاخه ای از جنبش مردان که کمترین میزان عضویت و بیشترین امکان دسترسی به رسانه و نشریات را داشته، مورد نقدهای فراوانی قرار گرفته است. برخی از شاخص¬ترین نقدهای وارد شده به این جنبش عبارتند از:
قرار دادن مردان در جایگاه گروهی ستمگر که همۀ آنان از مزایای نظام مردسالاری بهره مند می شوند
تمرکز و تأکید بیشتر بر مشکلات زنان و معرفی آنان به عنوان تنها قربانیان تبعیض جنسیتی
نادیده گرفتن بسیاری از تبعیض های موجود علیه مردان در جامعه
عدم توجه لازم به بهزیستی و تندرستی مردان
ایجاد تصویری منفی از جنبش مردان در افکار عمومی به عنوان واکنشی ارتجاعی به جنبش فمینیستی
تاثیر منفی بر روند آگاهی انگیزی مردان در دهه 1970 میلادی و ایستایی جنبش مردان با انکار این موضوع که مردان هم می توانند جدا از اهداف جنبش فمینیستی برای رفع مشکلات خود مبارزه کنند
در نهایت جنبش مردان هوادار فمینیسم در ایجاد گفتمانی که بتواند مردان را با یکدیگر متحد کند شکست خورد و امروز فعالان اندک این جنبش در حاشیه به فعالیت خود ادامه می دهند.

این مقاله ادامه دارد (پایان قسمت دوم)

رامین جمالی فعال حوزه مردان

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: