تیرداد نیوز

کد خبر: ۱۷۵۰۲
تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۳۹۹ - 29 September 2020
گاهی اوقات اتفاق می افتد عزممان را جزم می کنیم با تمام سختی ها و مشقت های دنیای حال تصمیم می گیریم به سمت اهداف خود حرکت کنیم و در این راه مشورت می گیریم از آنانی که به خوبی این راه را رفتند و الان سربلند و پیروز نشسته اند.

تیرداد نیوز - ولی ناغافل تمامی عزم و اراده مان به یکباره نقش بر آب می شود. چون همان هایی که قرار بود دل ما را گرم کنند، به ما گفته اند مگر می شود؟ مگر الان می توان این کار را انجام داد!

همه آدم هایی که به مکان بالاتری از هرم موفقیت در زندگی می رسند از سختی و مرارت راه می گویند، از اینکه جانشان به لبشان رسیده، از اینکه راه سخت و طاقت فرسا است و سختی های بسیاری را پشت سر گذاشته اند.پای حرف تک تکشان که بنشینی به یک پکیج بسته بندی شده تمام و کمالی می رسیم که در تمام فصولش از تکه تکه شدن ها، از غم و اندوه، مشکلات، خستگی و رنج و حزن سخن گفته است.

نکته در این است که می گویند : من توانسته ام اما تو خود را به کشتن می دهی، تو از پس رنج هایی که من تحملشان کرده ام بر نخواهی آمد . این یک حقیقت است که جادوی واقعی در بطن کلمات است. اینکه کلمات انرژی دارند و گوینده فرکانسی را با کلمات ادا می کند کاملا درست است و واقعیت دارد.

بارها دیده ایم که انسانهای بی نظیری با همین چیدمان اشتباه کلمات به سوی زوال و نابودی پیش رفتند، در همان نقطه کشتی آرزوهایشان به گل نشسته و آرام آرام تمام شده اند . آدمهایی که هر کدامشان می توانستند در برقرار کردن و هماهنگ شدن قسمتی از دنیا سهم موثر و به سزایی داشته باشند.

درست است این طبیعت آدمیزاد است که همانند نیروی گریز از مرکز سعی کند خود را از دایره خطر دور نگه دارد، این واکنش طبیعی است اما مشکل از جایی شروع می شود که مراحل مختلف زندگی توسط آدمهایی صفحه آرایی می شود که در به تصویر کشیدن صحنه های سخت و خطرناک به طور شرورانه ای اغراق کرده اند.اما حالا همان انسانها در طول راه رسیدن ما به اهدافمان داستان های ترسناک و مسیرهای ترسناک تری را روایت می کنند.

توصیف های عجیب و غریبی که پاهایت را درهمان نقطه اول سست میکند ، تو در همان نقطه اول می مانی و دیگران با سرعت به حرکت ادامه می دهند، جان کلام اینجاست که همه اتفاق ها و موفقیت های دنیا یک شروع کوچک و ساده داشته است . هیچکدام از اندیشمندان و مخترعان از ابتدا نمی دانستند قرار است روزی خدمت عظیمی را به بشریت ارائه دهند، بارها نتوانستند اما دوباره تلاش کردند تا به ثمر رسیدند. هیچ وقت ادیسون و برادران رایت در نوجوانی تصورش را هم نمی کردند که روزی تا این اندازه نامدار شوند و هدف فرضی آنها به واقعیتی کاربردی و جهان شمول تبدیل گردد.

بزرگترین دروغی که دنیا و آدم هایش می توانند به ما تزریق کنند همین است که هیچ چیز ساده نیست و تو نمی توانی.

درست است که به واقعیت رساندن آرزو ساده نیست، اما نکته اینجاست که القای این حس که من تجربه اش رو دارم اما تو از پسش برنمیای، ایراد کار است. این همان بزرگ ترین دروغ دنیا است.گاهی اوقات نمی خواهیم این گونه بگوییم ولی نمی شود.حقیقت این است که به کار بردن کلمات مناسب و به جا گلچین کردن، خود تبحری ظریف است.که همه و همه نشان از مثبت اندیشی و نوع دوستی ما می دهد. اگر انسانیت و مقوله های ظریف این مکتب ملکه ذهن ما گردد، دیگر کسی امید فردی را با چیدن کلمات و عبارات منفی به یأس تبدیل نمی کند.

می گویند فرهنگ مردم را نمی سازد بلکه مردم هستند که فرهنگ را می سازند و همیشه عادتی مرسوم می شود که نوید بخش است.یا در بطن آن اشاره ای به نکته یا درسی از زندگی شده باشد.

بهترین نسخه از خود

این پدیده با تمام محورهایش توسط جامعه شناسان و اندیشمندان ارزیابی می گردد و درصورت مثبت و سودمند قرار گرفتن آن ، بعدها در عصرها و دهه های دیگر هم تکرار می شود و فرهنگ نام می گیرد . پس به عبارتی سبک فکری هر فردی نه ارتباطی به سن و تجربیات و مدارج و مدارکش دارد و نه ارتباطی به موفقیت هایش دارد . نکته مهم این است که برای رو به جلو حرکت کردن باید مثبت بود و یک واقعیت اثبات شده ای بنام قانون شناخت ها وجود دارد و آن این است که برای شروع هر کاری ابتدا به خود رجوع کنید. به توانایی ها، ضعف ها، مهارت ها، منابع و سرمایه و هر آنچه که در راه وارد شدن در یک مسیر می تواند به شما یاری رساند و یا شکست تان دهد.

هر انسانی بهترین درمانگر و بهترین پزشک خود است به شرطی که خود را بلد باشد. اگر بدانی که در مسیری که انتخاب کرده ای چه چیزهایی تو را بی قرار می کند سعی در برداشتن موانع می کنی و یا شاید در صورت ناتوانی جایگزین دیگری را انتخاب کنی.

محققان معتقدند موفقیت در مسیر زندگی هر انسانی به سه عامل بستگی دارد :

1- چگونگی مدیریت با چالش ها

2- محافظت از نقاط آسیب پذیر

3- افزایش منابع

هر سه این موارد در سه مکان قرار دارند جهان ، ذهن ، بدن. قطعا کنترل جهان و عوامل بیرونی کاری بس دشوار است. اما بدن و ذهن ما در دستانمان قرار دارند و از مشکلات سر بلند آمدن بیرون به رشد و شکوفایی جسم و ذهن ما بستگی دارد و باز هم ممانعت از شکست و قوت بخشیدن به نقاط حساس، رابطه مستقیمی با شکوفایی ذهن و جسم ما دارند.

برای بهترین انتخاب دیگر نیاز نیست بنشینیم تا بزرگترین دروغ دنیا را بشنویم. اینکه ما ذهن و جسم خود را قوی کنیم درصد عظیمی از مسیر زندگی را به بهترین شکل ممکن سپری خواهیم کرد.ذهن ما چیزی جز اراده و عزت نفس و قابلیت انعطاف پذیری و توانایی در مقابله با ناسازگاری ها و فشارها جهت دستیابی به فرصت ها نیست ، قابلیت انعطاف پذیری ذهن می تواند حال خوش تری را برای جسم ما به ارمغان آورد. چون زندگی در همه مکان ها شاید مطلوب ما نباشد، اما با داشتن ذهنی منعطف می توانیم سختی ها و مشقت های زیبای زندگی را برای رسیدن به بهترین مکان پیدا کنیم. از طرفی پرورش همزمان سلامت جسم و روان باعث شکل گیری بهداشت روانی می گردد که این عامل در رسیدن به منابع مادی و معنوی قوی ترین اهرم می باشد.

در واقع با همین دو عملکرد به خوبی می توان نیمه قابل توجهی از راه را زندگی کرد.حتی اگر عوامل بیرونی و جهان بیرون با ما همسو نباشند .ما خوشبختیم.زیرا خوشبختی آنجا است که ذهن و جسم ما هماهنگ و هم سو با هم در حال حرکت باشند و آشفتگی روانی و جسمانی در ما مشهود نباشد.مگر خوشبختی چیست؟ می گویند عظمتی که دنبالش هستید خودتان هستید پس برای آنچه هستید ارزش قائل باشید و سعی در ارائه بهترین نسخه از خود به روزگار را داشته باشید.

مهرنوش خالدی کارشناس امورخانواده

مطالب پیشنهادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
دنیای خودرو ادامه>>